آرشیو آبان ماه 1397

زیبایی در سخن گفتن باید از آغاز تولد سر لوحه زندگی تمام بشریت قرار گیرد.

سعدی شیرازی و حکایت هفتم

۵۹ بازديد
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده. گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد.چندانکه ملاطفت کردند،آرام نمی گرفت و عیش ملک از او منغض بود.چاره ندانستند.حکیمی در آن کشتی بود،ملک را گفت:اگر فرمان دهی من او را به طریقی خاموش گردانم.گفت:غایت لطف و کرم باشد.بفرمود تا غلام به دریا انداختند.باری چند غوطه خورد،مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند،به دو دست در سکان کشتی آویخت.چون بر آمد،به گوشه ای بنشست و قرار یافت.ملک را عجب آمد.پرسید:در این چه حکمت بود؟گفت:از اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی دانست.همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید. 
ای سیر! تو را نان جوین خوش ننماید    معشوق من است آنکه  به  نزدیک  توزشت  است  
حوران  بهشتی را، دوزخ  بود  اعراف      از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است  
فرق  است  میان  آنکه   یارش در بر      تا  آنکه  دو  چشم انتظارش بر در


سعدی شیرازی و حکایت ششم

۶۸ بازديد
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده،تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند.چون رعیت کم شد،ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند. 
هر  که فریادرس روز مصیبت خواهد    گو   در  ایام  سلامت  به  جوانمردی  کوش  
بنده  حلقه بگوش   ار  ننوازی،برود    لطف کن لطف،که بیگانه شودحلقه به گوش  
باری به مجلس او در کتاب شاهنامه همی خواندند،در زوال مملکت ضحاک و عهد فریدون.وزیر ملک را پرسید:هیچ توان دانستند که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت،چگونه بر او مملکت مقرر شد؟ گفت:آنچنان که شنیدی خلقی بر او به تعصب گردآمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت.تو مر خلق را پریشان برای چه می کنی،مگر سرً پادشاهی کردن نداری؟  
همان به که لشگر به جان پروری   که سلطان به لشگرکندسروری  
ملک گفت:موجب گرد آمدن سپاه و رعیت چه باشد؟گفت:پادشه را کرم باید،تابر او گرد آیند و رحمت،تا در پناه دولتش ایمن نشینند و تو را این هر دو نیست.  
نکند  جور  پیشه     سلطانی          که  نیاید  ز  گرگ  چوپانی   
پادشاهی که طرح ظلم افکند          پای دیوارملک خویش بکند  
ملک را پند وزیر ناصح،موافق طبع مخالف نیامد،روی ازین سخن درهم کشید و به زندانش فرستاد. بسی برنیامد که بنی عم سلطان به منازعت خاستند و ملک چدر خواستند.قومی که از دست تطاول او به جان آمده بودند و پریشان شده،بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا ملک از تصرف این به در رفت و بر آنان مقرر شد.  
پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر     دست    دوستدارش روز سختی دشمن زور آور است  
بارعیت صلح کن وزجنگ خصم ایمن نشین    زآنکه شاهنشاه عادل را رعیت لشگر   است 

خورشید مصنوعی

۷۳ بازديد
فیلم | ‌چینی‌ها خورشید مصنوعی هم ساختند!

دسترسی به انرژی بی‌پایان و پاک خورشید یا همان فرآیند همجوشی هسته‌ای در خورشید، دیگر یک رؤیا نیست. محققان چینی توانسته‌اند با ساخت یک خورشید مصنوعی، به این انرژی با ارزش دست پیدا کنند. در طول یک آزمایشِ چهارماهه، حرارت پلاسمای هستۀ این خورشید توانست به ۱۰۰ میلیون درجۀ سانتی‌گراد برسد که شش برابر بیشتر از حرارت درون خورشید است.(به نقل از خبرآنلاین)

سعدی شیرازی و حکایت پنجم

۷۵ بازديد
سرهنگ زاده ای را بر در سرای اغلمش دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت هم از عهد خردی،آثار بزرگی در ناصیه او پیدا. 
بالای  سرش  ز  هوشمندی             می  تافت  ستاره  بلندی  
فی الجمله مقبول نظر سلطان آمد که جمال صورت و معنا داشت و خردمندان گفته اند:توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی،به عقل نه به سال،ابنای جنس او بر منصب او حسد بردند و به خیانتی متهم کردند و در کشتن او سعی بی فایده نمودند.دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟ملک پرسید که موجب خصمی اینان در حق تو چیست؟گفت:در سایه دولت خداوند دام ملکه همگان را راضی کردم،مگر حسود را که راضی نمی شود الا به زوال نعمت من و اقبال و دولت خداوند باد. 
توانم آنکه نیازارم اندرون کسی   حسودرا چه کنم کوزخودبه رنج دراست 
بمیرتا برهی ای حسود،کاین رنجی  است      که  از مشقت   آن، جز به  مرگ  نتوان   رست 
شوربختان   به   آرزو    خواهند      مقبلان را زوال نعمت و  جاه 
گر نبیند به روز  شپره    چشم      چشمه آفتاب  را چه  گناه ؟ 
راست خواهی،هزارچشم چنان     کور،  بهتر  که  آفتاب  سیاه

سعدی شیرازی و حکایت چهارم

۸۹ بازديد
طایفه دزدان عرب بر سر کوهی بودند و منفذ کاروان بسته و رعیت بلدان از مکاید ایشان مرعوب و لشگر سلطان مغلوب به حکم آنکه ملاذی منیع از قله کوهی گرفته بودند و ملجا و ماوای خود ساخته، مدبران ممالک آن طرف در دفع مضرت ایشان مشاورت همی کردند که اگر این طایفه هم بر این نسق روزگاری مداومت نمایند، مقاومت ممتنج گردد. 
درختی که اکنون گرفته است  پای     به نیروی مردی بر آید ز جای  
وگر   همچنان   روزگاری       هلی     به گردونش از بیخ برنگسلی  
سرچشمه  شاید  گرفتن  به   بیل     چو پر شد، نشایدگذشتن به پیل 
سخن بر این مقرر شد که یکی به تجسس ایشان بر گماشتند و فرصت نگاه می داشتند، تاوقتی که بر سر قومی رانده بودند و مقام خالی مانده. تنی چند مردان واقعه جنگ آزموده را بفرستادند تا در شعب جبل پنهان شدند. شبانگاهی که دزدان باز آمدند سفرکرده و غارت آورده،سلاح از تن بگشادند و رخت و غنیمت بنهادند.نخستین دشمنی که بر سر ایشان تاختن آورد خواب بود. چندانکه پاسی از شب درگذشت. 
قرص خورشید در  سیاهی  شد      یونس اندر دهان  ماهی  شد 
مردان دلاور از کمین به در جستند و دست یکان یکان در کتف بستند و بامدادان به درگاه ملک حاضر آوردند،همه را به کشتن اشارت فرمود. اتفاقا در آن میان جوانی بود میوه عنفوان شبابش نورسیده و سبزه گلستان عذارش نودمیده.یکی از وزرا پای تخت ملک را بوسه داد و روی شفاعت بر زمین نهاد و گفت:این پسر هنوز از باغ زندگانی برنخورده و از ریعان جوانی تمتع نیافته.توقع به کرم و اخلاق خداوندی است که بخشیدن خون او بر بنده منت نهد.ملک روی از این سخن درهم کشید و موافق رای بلندش نیامد و گفت: 
پرتونیکان نگیردهرکه بنیادش بداست   تربیت نااهل راچون گردکان برگنبداست 
نسل فساد ایشان منقطع کردن اولی تر است و بیخ تبار ایشان برآوردن،که آتش نشاندن و اخگر گذاشتن و آفعی کشتن و بچه نگه داشتن کار خردمندان نیست. 
ابر   اگر  آب  زندگی   بارد              هرگز از شاخ بید بر  نخوری  
با   فرومایه    روزگار   مبر              کز نی بوریا،  شکر   نخوری  
وزیر این سخن بشنید،طوعا و کرها. بپسندید و بر حسن رای ملک آفرین خواند و گفت:آنچه خداوند دام ملکه فرمود،عین حقیقت است،که اگر در صحبت ان بدان تربیت یافتی،طبیعت ایشان گرفتی و یکی از ایشان شدی.اما بنده امیدوار است که در صحبت صالحان تربیت پذیرد و خوی خردمندان گیرد که هنوز طفل است و سیرت بغی و عناد در نهاد او متمکن نشده و در خبر است:کل مولود یولد علی الفطرة فابواه یهودانه ینصرانه و یمحسانه. 
با بدان یار گشت همسر  لوط      خاندان   نبوتش   گم   شد 
سگ اصحاب کهف  روزی چند      پی نیکان گرفت ومردم شد 
این بگفت و طایفه ای از ندمای ملک با وی به شفاعت یار شدند تا ملک از سر خون او درگذشت و گفت:بخشیدم،اگرچه مصلحت ندیدم. 
دانی که چه گفت زال با رستم گرد؟  دشمن نتوان حقیروبیچاره شمرد 
دیدم  بسی که آب سرچشمه خرد   چون بیشتر آمد،شتر  و  بار  ببرد  
فل الجمله،پسررا به ناز و نعمت برآوردند و استادان به تربیت او نصب کردند تا حسن خطاب و رد جواب و آداب خدمت ملوکش درآموختند و در نظر همگنان پسندیده آمد.باری وزیر از شمایل او در حضرت ملک شمه ای می گفت که تربیت عاقلان در او اثر کرده است و جهل قدیم جبلت او بدر برده. ملک را تبسم آمد و گفت: 
عاقبت گرگ زاده گرگ  شود    گرچه با آدمی  بزرگ  شود 
سالی دو بر این برآمد، طایفه اوباش محلت بدو پیوستند و عقد موافقت بستند تا به وقت فرصت وزیر و هر دو پسرش را بکشت و نعمت بی قیاس برداشت و در مغاره دزدان به جای پدر بنشست و عاصی شد.ملک دست تحیر به دندان گزیدن گرفت و گفت: 
 شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی؟  ناکس به تربیت نشودای حکیم کس 
باران  که در  لطافت طبعش  خلاف  نیس    در باغ لاله رویدودر شوره بوم  خس  
زمین    شوره    سنبل   بر     نیارد           در  او  تخم  و  عمل  ضایع  مگردان  
نکویی  با  بدان  کردن  چنان  است           که  بد کردن   به  جای  نیک مردان 



،

فردوسی و گفتار اندر آفرینش عالم

۷۸ بازديد
از  آغاز  باید  که  دانی  درست       سرمایه  گوهران  از  نخست  
که  یزدان  زناچیز  چیز     آفرید       بدان  تا  توانائی  آرد      پدید 
سرمایه  گوهران    این    چهار       بر آورده بی رنج و  بی روزگار 
یکی  آتشی  بر  شده  تابناک        میان آب و یاد از بر تیره خاک  
نخستین کهآتش به جنبش دمید     زگرمیش پس آمدخشکی پدید 
وزان  پس   زآرام   سردی   نمود     ز سردی  همان باز تری  فزود 
چو این چار گوهر  به جای  آمدند     ز بهر  سپنجی  سرای  آمدند 
گهرها   یک   اندر   دگر   ساخته     ز  هر  گونه   گردن  برافراخته 
پدیده   آمد    این    گنبد    تیزرو     شگفتی    نماینده        نوبنو  
ابر ده و دو هفت   شد  کدخدای     گرفتند  هر  یک  سزاوار  جای  
درو  بخشش  و دادن  آمد   پدید     ببخشید  دانا  چنانچون  سزید 
فلک ها یک اندر دگر بسته  شد     بجنبید چون  کار  پیوسته  شد 
چو دریاوچون کوه وچون  دشت  وراغ       زمین شد به کردار روشن چراغ 
ببالید    کوه     آبها       بردمید      سر  رستنی  سوی بالا کشید 
زمین  را  بلندی  نبد      جایگاه      یکی  مرکزی  تیره بود  و  سیاه

سهدی شیرازی و حکایت سوم

۶۳ بازديد
ملک زاده را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوب روی،باری پدر به کراهت و استحقار در او نظر می کرد. پسر به فراست و استبصار بجای آورد و گفت: ای پدر،کتاه خردمند به که نادان بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر. الشاة نظیفة والفیل حیفة. 
اقل جبال ال ارض طور و انه     لاعظم عندالله قدرا و منزلا  
آن شنیدی که  لاغری  دانا     گفت باری،به  ابلهی  فربه 
اسب تازی وگرضعیف   بود     همچنان از طویله ای خر،به 
پدر خندید و ارکان دولت پسندیدند و برادران به جان برنجیدند. 
تا مرد سخن نگفته  باشد       عیب و هنرش نهفته  باشد 
هر پیسه گمان مبر نهالی       باشد که پلنگ خفته  باشد 
شنیدم که ملک را در آن قرب دشمنی صعب روی نمود.چون لشگر از هر دو طرف روی درهم آوردند،اول کسی که به میدان درآمد این پسر بود.گفت: 
آن نه من باشم که روز جنگ بینی پشت  من 
آن منم گر در  میان خاک  و خون بینی  سری
کان که جنگآرد،به خون خویش بازی می کند  
روز  میدان، و  آن که  بگریزد، به خون لشگری 
این بگفت و بر سپاه دشمن زد و تنی چند مردان کاری بینداخت. چون پیش پدر آمد، زمین خدمت ببوسید و گفت: 
ای که شخص منت حقیر نمود        تا  درشتی  هنر  نپنداری  
اسب  لاغر  میان  به  کار   آید        روز میدان، نه گاو  پرواری 
آورده اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک. جماعتی آهنگ گریز کردند، پسر نعره زد و گفت: ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید. سواران را بگفتن او تهور زیادت گشت و به یکبار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند. ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نطر بیش کرد، تا ولیعهد خویش کرد. برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند. خواهر از غرفه بدید، دریچه بر هم زد. پسر دریافت و دست از طعام کشید و گفت: محال است که هنرمندان بمیرند و بی هنران جای ایشان بگیرند. 
کس  نیاید  به زیر سایه بوم          ور همای از جان شود  معدوم 
پدر را از این حال آگهی دادند. برادرانش را بخواند و گوشمالی به واجب بداد. پس هر یکی را از اطراف بلاد حصه ای معین کرد تا فتنه بنشست و نزاع برخاست که ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. 
نیم نانی گر خورد مرد  خدا           بذل درویشان کند نیمی  دگر 
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه           همچنان  در  بند اقلیمی  دگر

 

سعدی شیرازی و حکایت دوم

۷۶ بازديد
یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده، مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همی گردید و نظر می کرد. سایر حکما از تاویل این فروماندند، مگر درویشی که بجای آورد و گفت هنوز نگران است که ملکش با دگران است. 
بس   نامور   به  زیر   زمین  دفن  کرده اند 
کز هستیش به روی زمین بر، نشان  نماند 
وان  پیر  لاشه را   که   سپردند   زیر   گـل 
خاکش  چنان بخورد  کزو   استخوان  نماند 
زنده است نام  فرخ  نوشین  روان  به   خیر 
گرچه بسی گذشت که نوشین روان نماند 
خیری کن  ای فلان  و  غنیمت شمار  عمر 
زان   پیشتر  که  بانک   برآید   فلان  نماند

سعدی شیرازی و حکایت اول

۶۸ بازديد
پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن، که گفته اند: هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید. 
وقت ضرورت چو نماند گریز           دست بگیرد،سر شمشیر تیز 
ملک پرسید: چه می گوید؟ یکی از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوند، همی گوید:والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس، ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت. وزیر دیگر که ضد او بود گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن. این، ملک را دشنام داد و ناسزا گفت، ملک روی ازین سخن درهم آورد و گفت: آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی، که روی آن در مصلحتی بود و بنای این در خبثی و خردمندان گفته اند: دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز. 
هر که شاه آن کند که او  گوید     حیف  باشد  که  جز  نکو   گوید 
بر طاق ایوان فریدون نبشته بود: 
جهان،ای برادر،نماندبه کسی     دل   اندر جهان آفرین بند  و  بس 
مکن تکیه بر ملک دنیا وپشت     که بسیارکس چون توپروردوکشت 
چو آهنگ رفتن کند  جان پاک      چه بر تخت مردن،چه بر روی خاک

زمان نوشیدن آب

۷۲ بازديد

به گزارش ایسنا، عصر ایران نوشت: «شاید با خود بگویید که مهم نوشیدن آب به میزان کافی است و این که چه زمانی در طول روز مصرف شود، تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند و در شرایطی که این موضوع درست است اما برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که با نوشیدن آب در زمان‌هایی مشخص از روز می‌توانید فواید سلامت این کار را هر چه بیشتر افزایش داده و فرآیندهای درونی بدن را بهبود ببخشید. علم نشان داده است که نوشیدن آب در زمان درست طی روز می‌تواند به پیشگیری از برخی مشکلات رایج مانند معده‌درد، سندرم روده تحریک‌پذیر، نفخ، خستگی، پرخوری، فشار خون بالا، یبوست و حتی حمله قلبی و سکته مغزی کمک کند.

نوشیدن آب پس از بیدارشدن از خواب

نخستین لیوان آب روزانه خود را باید درست پس از بیدار شدن از خواب بنوشید. نوشیدن آب با معده خالی هنگام صبح می‌تواند فواید جالب توجهی برای بدن به همراه داشته باشد. در واقع نوشیدن آب ولرم نخستین کاری است که افراد بسیاری در ژاپن انجام می‌دهند.

نوشیدن یک یا دو لیوان آب پس از بیدار شدن از خواب، مغز و بدن را از حالت خواب خارج کرده و در حالت آماده به کار قرار می‌دهد. همچنین این اقدام به حذف سموم و رادیکال‌های آزاد انباشته شده در دستگاه گردش خون طی شب گذشته کمک می‌کند. از این رو به پاکسازی و پالایش اندام‌های داخلی بدن کمک می‌شود.

نوشیدن آب پیش از وعده‌های غذایی

حدود ۳۰ دقیقه پیش از هر وعده غذایی روزانه خود یک لیوان آب بنوشید زیرا این کار به بهبود شرایط گوارش کمک می‌کند و میزان کالری مصرفی را زیر کنترل نگه می‌دارد. آب نه تنها روده‌های شما را برای ورود غذای مصرفی آماده می‌کند، بلکه از پرخوری نیز پیشگیری می‌کند زیرا احساس سیری سریع‌تر را به همراه دارد.

نوشیدن آب پیش از استحمام

نوشیدن یک لیوان پیش از استحمام می‌تواند به کاهش فشار خون کمک کند. آب مصرفی باید گرم باشد تا به گشاد شدن رگ‌های خونی کمک کند که کاهش فشار خون را به همراه دارد. افزون بر این، نوشیدن آب سطوح سدیم را در بدن کاهش می‌دهد که هر چه بیشتر به کاهش فشار خون کمک می‌کند.

نوشیدن آب پیش از خواب

اگر پیش از خواب بدن شما به طور کامل هیدراته شده باشد، خطر حمله قلبی و سکته مغزی هر چه بیشتر کاهش می‌یابد زیرا کم‌آبی بدن از عوامل خطرآفرین برای بیماری قلبی عروقی محسوب می‌شود. حمله قلبی بیشتر هنگام صبح رخ می‌دهد زیرا خون به واسطه کمبود آب غلیظ‌تر است.

همچنین کمبود آب بدن می‌تواند اثر منفی بر خلق و خوی انسان داشته باشد که می‌تواند بر چرخه خواب - بیداری کلی انسان اثرگذار باشد.

البته نوشیدن آب نباید خیلی نزدیک به زمان خواب انجام شود زیرا ممکن است نیاز به دفع ادرار شبانه را به همراه داشته و در خواب شما اختلال ایجاد کند.

خواص حیرت انگیز کرفس

۸۶ بازديد
ما  خاصیت های بی شماری برای سبزی های برگ دار مانند کلم بروکلی و اسفناج، میوه ها و فیبر مانند سیب و پرتقال شنیده ایم. اما آیا از خاصیت  فوق العاده ساقه  کرفس  شنیده اید؟کرفس یکی از سبزیجات سبزی است که طعم شیرین و مطلوب داردبا این حال، کرفس فایده ه ای زیادی برای چشم دارد. معمولا در سوپ ,سالاد،استفاده می شود کرفس را بجوید.حتی یک ساقه کرفس  شامل  مواد مغذی است که عمدتا 95 درصد آب دارد   و شامل ویتامین های A، C، K و برخی از ویتامین B و همچنین کلسیم، منیزیم، فسفر، فولات، پتاسیم و فیبر است. علاوه بر این،  کربوهیدرات، چربی و کلسترول پایین دارد. در اینجا  10 مزیت  ساقه کرفس را بخوانید: 1- کاهش وزن به گفته محققان  ساقه کرفس  کمتر از 10 کالری  دارد پس  قطعا باعث کاهش وزن می شود. با این حال، راز واقعی  کاهش وزن کرفس  بخاطر فیبر آن است.فیبر موجود در کرفس برای سیستم گوارشی فوق العاده خوب است. بنابراین، کرفس  انسان را سیر نگه میدارد. چون 95 درصد آب  دارد با توجه به تحقیقات انجام شده در  سال 2015 در مجله پزشکی بین المللی، یک گروه از زنان (35 تا 45 سال) که به طور منظم ورزش پیلاتس و مکمل های کرفس مصرف  به مدت 8 هفته به طور قابل توجهی کاهش می یابد 2. بهبود هضم غذا  محتوای آب موجود در  کرفس  سطح مایع  بدن را افزایش میدهد که  برای جذب مواد مغذی کمک میکند. همچنین مواد غذایی به راحتی از طریق دستگاه گوارش دفع می شودکرفس  دارای ترکیبات فوق العاده ای است که شامل الیاف محلول و نامحلول است. بخاطر همین برای رفع یبوست کمک میکند. ، از سوی دیگر، فیبر محلول غذا را به راحتی در دستگاه گوارش هضم میدهدتحقیقات  سال 2014  نشان داد که  غذاهای غنی از فیبر در رژیم غذایی مانند کرفس به هضم چربی در دستگاه گوارش کمک میکندعلاوه بر این، تحقیقات انجام شده در سال 2010  در موشها  نشان داد که  مصرف عصاره کرفس زخم معده را درمان میکند توجه داشته باشید: خوردن کرفس بیش از حد می تواند باعث اسهال شود. همچنین، بهتر است کرفس را  خام  نخورید 3. کاهش التهاب حتی یک ساقه کرفس به تنهایی دارای خواص ضد التهابی باور نکردنی است. این شامل یک متابولیت گیاهی به نام apigenin است که در کاهش التهاب موثر است. تحقیقات انجام شده در سال 2007 اثرات ضد التهابی  در بیماری های التهابی مانند آرتریت نشان داده  است به علاوه ، کرفس حاوی ترکیبی به نام  COX-2  است که هورمون کورتیزون  تولید کرده و التهاب دردناک در بدن کاهش می دهد.  دیورتیک موجود در کرفس نیز  بلورهای اسید اوریک  را  در اطراف مفاصل،  از بین می برد از این رو، مصرف کرفس می تواند مشکلاتی مانند آرتریت   درد التهابی، درد عضلانی، بیماری التهابی روده، و درد مفاصل  را از بین ببرد. خواص ضد التهابی آن نیز  به کاهش آکنه کمک میکند. 4. کاهش فشار خون بالا مصرف منظم پتاسیم به کاهش فشار خون با متعادل  کردن سطح سدیم در بدن کمک می کند. کرفس  یک منبع خوبی از پتاسیم است.مطالعه  منتشر شده در سال 2013 نشان  داد که افزایش مصرف پتاسیم در افراد مبتلا به فشار خون بالا را کاهش می دهد و هیچ تاثیری بر غلظت چربی خون در بزرگسالان  ندارد.به علاوه ، کرفس حاوی یک ترکیب شیمیایی به نام Phthalein که در شل شدن عضلات  تاثیر دارد   خون را  از شریان  به قلب می برد،  این به طور قابل توجهی فشار خون را کاهش می دهد. 5.  کاهش کلسترول بد  غنی از فیبر، است که به  کاهش کلسترول بد کمک میکند به علاوه ، ترکیب شیمیایی در کرفس  بنام  Phthalein  سطح کلسترول را کاهش می دهد. حتی خوردن  روزانه  1 تا 2 ساقه کرفس  کلسترول بد را از بین می برد 6. دارای یک اثرAlkalizing   سطح PH خون  در   حالت عادی می تواند به  دلیل  استرس، رژیم غذایی اسیدی یا هجوم سموم در بدن اسیدی می شود    که کرفس اسیدی بودن آن  را کاهش میدهد.کرفس یک منبع باور نکردنی از مواد معدنی ضروری مانند  پتاسیم است. مصرف روزانه کرفس می تواند  اسید را در سطح طبیعی نگه داشته، بدن را نیرومند کرده  و سیستم ایمنی بدن  را تقویت کندبه علاوه  افزایش اسید  در ادرار باعث  سنگ کلیه و سایر عفونت های مثانه می شود. بنابراین، جایگزینی مواد غذایی با اسید بالا مانند گوشت و فراورده های لبنی با مصرف منظم کرفس سطح اسیدی بدن را در حد متعادل نگه میدارد 7. کرفس بدن را هیدراته نگه میدارد هیدراتاسیون به سلامت کلی بدن کمک میکند. هر سلول  بدن  برای اینکه بتواند کارش را بدرستی انجام دهد  به آب و اکسیژن،نیاز دارد کرفس حدود 95 درصد آب  دارد که ، می تواند نقش کلیدی در جلوگیری از کم آبی بدن ایفا کند ، که می تواند خستگی، تشنگی، تکررادرار ، پوست خشک، سردرد، یبوست، گرفتگی عضلانی و سرگیجه را  از بین ببرد . هیدرانه کردن بدن باعث درخشان شدن  پوست، مو و  سلامت بدن می شود. به علاوه ، پتاسیم  موجود در کرفس  باعث افزایش ادرار شده و این باعث از بین رفتن سموم مضر بدن میشود.کرفس ، به خصوص در ماه های گرم تابستان، برای جلوگیری از کم آبی توصیه می شود 8.  محافظت از چشم یک ساقه کرفس   ویتامین A  بدن برای حفظ بینایی  را در دراز مدت تامین میکند. شبکیه  چشم نیاز به پردازش تصاویر و ارسال آنها به مغز دارد . کمبود ویتامین A می تواند باعث کاهش بینایی  و یا ضعیف شدن شبکیه چشم شود.کرفس  شامل لوتئین و زیگزانتین – آنتی اکسیدان ها ی موجود در سبزیجات برگ سبز  است که چشم را در برابر  اثرات مخرب ماوراء بنفش خورشید (UV) محافظت می کند. بهترین کار این است  ساقه کرفس پخته شود . کرفس  را در رژیم غذایی خود بگنجانید تا از آب مروارید و دژنراسیون ماکولا پیشگیری کنید 9- جلوگیری از کاهش حافظه تحقیقات اخیر  نشان داده است که کرفس سلول های مغز  را تقویت کرده و با بالا رفتن سن   ظرفیت ذهنی مغز کاهش نمیابد.  تحقیقات انجام شده درسال 2010 در مجله تغذیه منتشر شده نشان می دهد که یک رژیم غذایی غنی  از لوتئولین شامل  ترکیب گیاهی است که باعث ضعیف شدن مغز در دوران پیری نمی شود . لوتئولین یک ماده طبیعی  در کرفس است.به علاوه،  مواد شیمیایی  موجود در کرفس به اسم Phthalein وجود دارد که باعث سلامتی روان می شود.خوردن  روزانه کرفس از بیماریهای مغزی در دوران سالمندی مانند آلزایمر پیشگیری میکند 10. مبارزه با سرطان   کرفس را به رژیم غذایی روزانه خود، اضافه کنید تحقیقات  انجام شده  در سال 2013 نشان داد که کرفس سلولهای سرطانی را از بین می برد در سال 2011، پژوهشگران دانشگاه میسوری نیز اثر apigenin  موجود در کرفس در زنان مبتلا به سرطان پستان بسیار مفید است از این رو، یک ساقه کرفس در روز انسان را از سرطان نجات میدهد  روزانه  2 تا 3 ساقه کرفس خام بخورید.  همچنین می توانید آن را در سالاد اضافه کنید. یا سوپ کرفس درست کنید یا  اسموتی کرفس درست کنید به این طریق که 3 ساقه کرفس خرد شده 3  عدد هویج متوسط ​​خرد شده، 1 کلم بروکلی متوسط ​​خرد شده و 1 زنجبیل  در یک مخلوط کن بریزید و به مدت 10 تا 15 دقیقه بریزید. این دستور غذا  10 تا 11 اونس آب بریزید.  یک لیوان 20 دقیقه قبل از صبحانه هر روز بنوشید (به نقل از دکترسلام).

فردوسی وشعر حماسی دیگر

۸۳ بازديد
کنون  ای  خردمند  وصف  خرد        بدین جایگه  گفتن  اندر  خورد  
کنون تا چه داری بیار از    خرد         که گوش نیوشنده زو بر خورد  
خرد  بهتر  از  هرچه  ایزد بداد         ستایش  خرد  را به از راه  داد 
خرد رهنمای و خرد  دلگشای         خرددست گیرد به هردو سرای 
ازو شادمانی وزویت غمیست         وزویت فزونی وزویت  کمیست 
خرد  تیره  و  مرد  روشن روان         نباشد همی شادمان یک زمان 
چه گفت آن خردمند مرد  خرد         که  دانا  ز  گفتار   او   بر  خورد 
کسی کو خرد را ندارد ز پیش         دلش گردد از کرده خویش ریش 
هشیوار   دیوانه    خواند   ورا         همان  خویش  بیگانه  داند  ورا 
ازوئی به هر دو سرای ارجمند        گسسته  خرد پای دارد به  بند 
خردچشم جانست چون بنگری      توبی  چشم  شادان  جهان نسپری 
نخست آفرینش خرد را شناس      نگهبان جانست و  آن سه  پاس 
سه پاس توچشم است وگوش وزبان     کزین سه رسد نیک وبدبی گمان 
خرد را و جان را که یارد  ستود       و  گر من ستایم که  یارد  شنود 
حکیماچوکس نیست گفتن چه سود     ازین پس بگو  کافرینش  چه  بود 
توئی   کرده   کردگار    جهان       ببینی   همی    آشکار   و  نهان 
به گفتار  دانندگان  راه   جوی       به گیتی بپوی و به هر کس بگوی 
زهردانشی چون سخن بشنوی    از   آموختن    یک    زمان نغنوی 
چو  دیدار یابی به شاخ  سخن     بدانی  که  دانش  نیاید  به   بن