سه شنبه ۰۶ آذر ۹۷ | ۱۷:۰۸ ۵۴۷ بازديد
آورده اند که نوشین روان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشین روان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود ودِه خراب نگردد. گفتند: از این قدر چه خلل آید؟ گفت: بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است، هر که آمد او مزیدی کرد تا بدین غایت رسید.
اگر ز باغ رعیت، مَلک خورد سیبی بر آورند غلامان اودرخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روادارد زنندلشکریانش هزارمرغ به سیخ
اگر ز باغ رعیت، مَلک خورد سیبی بر آورند غلامان اودرخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روادارد زنندلشکریانش هزارمرغ به سیخ